سفارش تبلیغ
صبا ویژن

با کودکان لجباز خود چگونه برخورد کنیم؟

یکی از مشکلات که اکثر  والدین در رابطه با کودک خود اظهار می دارند،لجبازی است.لجبازی نوعی رفتار مقابله ای در کودکان می باشد که معمولاًوالدین در مواجهه با آن رفتارهای مختلفی را نشان می دهند که معمولاًنیز با شکست مواجهه می شوند.درابتدا باید به نکته ظریفی اشاره نمود که همیشه بیاد داشته باشیم که از ایجاد رفتارهائی که منجر به لجبازی در کودکان می گردد،تاحد ممکن اجتناب نماییم.چرا که درواقع این ماهستیم که بازنده خواهیم بود.

 آنتوان دونت اگزوپری درکتاب ماندگارخود به نام «شازده کوچولو»،اشاره ظریفی می کند که خیلی از بحث ما دور نیست.شاهزاده کوچولو در سفرش به اخترک شماره یک،به یک پادشاه برخورد می کند که درخیال خودش به همة دنیا فرمانروائی می کند این پادشاه از شاهزاده  کوچولو می خواهد که از او در خواستی بکند تا اوحکم کند وفرمانی براند وبا این وسیله قدرت خود را نشان دهد. شاهزاده کوچولو از او درخواست می کند تا به خورشید بگوید که غروب کند وپادشاه به شاهزاده  کوچولو این م‍ژده را می دهد که فرمان اطاعت شده واو می تواند حوالی عصر،غروب آفتاب را مشاهده کند.هنگامی که شاهزاده کوچولو تعجب زده می پرسد پس این وسط تو چه کاره بوده ای؟… آفتاب که همیشه در موقع عصر غروب می کند.پادشاه با لبخندی می زند واز شاهزاده کوچولو سوال زیبائی می پرسد:اگر تو به عنوان فرمانده، دستوری به سربازت بدهی که خارج از توانائی سربازت باشه واون نتوونه آن را انجام بده،اونوقت تقصیر از تواست یا سرباز؟؟؟...

 «باید از هر کسی چیزی را توقع داشت که بتوان از عهده انجامش بربیاید.»اگردرخلال دستورهای ریز  ودرشتتان ،درخلال بکن ونکن های گاهی زائد وبی فایده،که گاهی اگر خود ما را روانکاوی کنند،ریشه ی خیلی ازآنها را در کودکی خودمان پیدا باید کرد.

 بیابید با یک رویکرد مشخص به سراغ این سوال برویم به کودک چیزی می گوییم واو لجبازی می کند.بیابید این جمله را آنالیز کنیم وبرای هر یک راه حلی پیدا کنیم آیا آنچه که به کودک می گوییم،سلبی است یا ایجابی .(یعنی نکن است یا بکن)!هدف از دستور ما چیست؟نگاه داشتن دیسیپلین است یا صلاح کودک،یا خستگی خودمان برآورده آن دستورات است یا فقط براساس یک عقیده ساده است؟آیا کودک واقعاًمی تواند آن کاری را از او خواسته ایم را.یا آن کاری که او را از انجامش منع کرده ایم برآورده کند؟آیا مشکلی نظیر نیازحسی،اختلال در درک،ترس….ریشه ی آن می باشد؟اصلاًکودک چگونه لجبازی می کند؟درصورت تهدید والدین چه می کند؟

 

درباره قسمت اول وبحث درمورد جنس درخواست ما که سلبی است یا ایجابی،اصولاً،کودکان میانه خوبی با درخواست های سلبی ندارند.پس نکن.فلان کار را بکن،فلان طور راه نرو،جیغ نزن،دست توی بینی ات نکن و…. معمولاً جواب نمی دهد!!!…

 درابتدا باید دقت کنیم که ریشه ی آن حرکت ناخوشایندی که کودک انجام می دهد چیست؟ آیا نیاز او برای جلب توجه است؟ آیا آن کار به اوآرامش می دهد؟آیا نیازحسی است؟آیا سطح توانائی اش در همین حد است؟آیا عادتی است؟هر کدام از این موارد که باشد نمی توان با گفتن یک دستور بکلی قال قضیه را کند به جای آن بهتر است به قول معروف گولش بزنیم!این اصطلاح در اصل یک تکنیک رفتار درمانی است که یک کار مطلوب را جایگزین رفتار نامطلوب می کنیم.جهت انجام این تکنیک بهتر است از واژه زیر استفاده کنیم که اگر توونستی، این کار را بکنی؟!در این مواقع اگر نیاز کودک به جلب توجه ریش? حرکت ناپسندش باشد سریعاً فعالیت دلخواه شما را جایگزین می کند.مثلا به کودکی که مدام برهمه چیز لگد می زند می گویم.بیا ببینیم زورت می رسد تا به این توپه  لگد بزنی؟اگر راست می گی و خیلی قوی هستی بیا کمک کن این صندلی ها رو تنهائی جمع کن.در این حالت در اثر اشتغال به فعالیتی از نوع موازی،مشارکتی،رقابتی و هر نوع دیگر،او را از حال و هوای حرکت ناپسندش بیرون بیاوریم بدون این که احساس کند ما روی فلان حرکت او حساس می شویم.

 در حقیقت باید از موضع قدرت و عقل برخوردکنیم و نقطه ی ضعفمون را نشان ندهیم.چرا که دیده ایم خیلی از ماها عملاً آنقدر واکنش شدیدی به رفتارهای کودکان نشان می دهیم که کودک هر قدر که کوچک باشد متوجه می شود که نقطه ضعف ما در کجاست!در مورد دوم،این که واقعاً آن چیزی که از کودک می خواهیم،جداً  چه ضرورتی دارد؟…

یادمان باشد که همیشه حساب و کتاب و تعداد امر و نهی هایمان را در یک روز داشته باشیم.می دانید چرا؟چون والدین زمانی که خسته اند و حوصله ی کاری را ندارند ،تعداد امر و نهی هایمان خیلی بیشتر از زمانی است؟که دوست داریم به دل کودک راه بیاییم تا خودش به کشف محیط بپردازد.هم چنین این که درست مقابل این لجبازی که الان دغدغه ی ذهنی ماست،یکی از علائم سندرم موسسه زدگی،مطیع بودن بسیار زیاد و از خود ایده نداشتن و کاهش اعتماد به نفس و کاهش عزت نفس و احساس پوچی و بی تفاوتی است.مواظب باشیم که آنقدر که این امر و نهی ها و دستورات را کش ندهیم که یک زمان از آن طرف خیلی چیزها را از دست بدهیم.

وسوماً در مورد دیسیپلین که والدین هیچ وقت از دستوری که داده اند نباید چشم پوشی کنند.برای همین مواقعی که دستوری می دهیم باید دقت داشته باشیم که کودک در حالتی باشد که بتواند دستور ما را انجام دهد.(به قول معروف مودش مناسب باشد).اما اگر ندادباید از روش های مختلف رفتاری جهت شکل دهی فعالیت استفاده کنیم تا در نهایت به کتک زدن و تنبیه بدنی ختم نشود.البته تنبیه می تواند کاربرد داشته باشد مثل محروم کردن کودک از فعالیتی که دوست دارد،یا خاموشی یعنی بی توجهی به او…اما در عین حال باید فراموش نکنیم که نه تنها تمام کودکان بلکه تمام آدمهای دنیا تشن? دوست داشته شدن و محبت هستند.و در یک کلام گدای محبت می باشد.می دانید یعنی چه؟یعنی شما والدین می توانید آنقدر به یکدیگر و کودک تان مهر بورزید که یک گوشه چشم و خم ابروی شما،از صد تنبیه و کتک و شکنجه برای کودک دردناک تر باشد!…و برعکس می توانید آن چنان در رابطه عاطفی و خانوادگی تان دیسیپلین اعمال نمایید که کودکان را تشن? محبت سازید!…توجه داشته باشیم که شاه کلید دیسیپلین خانوادگی نظم و ارتباط صحیح ،و برقراری رابطه عاطفی و انسانی است.تا زمانی که نتوانید کودک را یک انسان با یک سری نیازهای ویژه خود در نظر بگیرید تلاش برای برقراری دیسیپلین خانوادگی معنا  نمی  گیرد.یک انسان سالم تمام خصوصیات مثبت و منفی را با هم تجربه می کند اعتماد به نفس بالا،یا خرد شدن آن،خودباوری و عزت نفس و احساس  تنفر از برخی چیزها همگی خصلت های روحی است.مهم این است که والدین به او یاد بدهند که او کجا و چگونه می تواند از آنها استفاده کند.



[ چهارشنبه 91/8/10 ] [ 10:4 صبح ] [ اسماعیلی ]